موسیقی از دو بخش نظری و عملی تشكیل شده است. دانستن آنچه می نوازیم یا می شنویم همان اندازه مهم است كه در هنگام صحبت كردن باید مفهوم كلمات یا جملات را بدانیم. یك نوازنده خوب اگر نتواند مطالبی كه مورد استفاده قرار می دهد را تجزیه و تحلیل كند، به یك مجری بدون علم و دانش تبدیل می شود و با كسی كه از لحاظ تئوری موسیقی آگاهی دارد و نوازندگی را خوب می داند، قابل مقایسه نیست.


فروشگاه کیوبیس


شعر گفتن بدون دانستن دستور زبان ممكن است ولی در جایی محدود می گردد. نواختن و آهنگسازی نیز چنین است. پس چه بهتر كه به موازات نواختن ساز، از تئوری موسیقی نیز آگاهی داشته باشیم. در این جا به نكاتی اشاره می كنیم كه در موسیقی ایرانی مورد استفاده قرار می گیرند و پس از آن به تئوری موسیقی به صورت كامل می پردازیم. الفبای موسیقی از هفت حرف تشكیل شده كه به آنها نت می گویند. دو، ر، می ، فا ، سل ، لا ، سی. از توالی این هفت نت، یك هنگام یا گام بوجود می آید. مثل: دو، ر، می ، فا ، سل ، لا ، سی ، دو. از یك نت تا نت بعدی فاصله ای وجود دارد كه در قسمت فواصل به آنها می پردازیم. هر فاصله ای را به فواصلی كوچكتر تقسیم كرده اند و آنها را با علامت هایی نشان می دهند. مثلا: از دو تا ر را اگر یك بدانیم، آن را به دو قسمت تقسیم می كنند. دو ا-----ا------ار. از دو تا ر را پرده و هر كدام از فواصل نصف شده را نیم پرده می نامند. اگر از نتی نیم پرده كم شود، مثل ر كه نیم پرده به سمت دو میرود، آن را با علامتی به نام بمل ( b) می شناسیم، و اگر نیم پرده به آن اضافه شود، مثل دو كه نیم پرده به سمت ر میرود، آن را با علامت دیز (#) می شناسیم. در موسیقی ایران، فواصلی نیز وجود دارند كه كمتر از نیم پرده هستند. این فواصل از تقسیم شدن یك پرده به تقریبا چهار قسمت تشكیل شده اند. دو اا---الف---ب---پ---اا ر. اگر از یك پرده به اندازه یك چهارم كم كنیم، علامت كرن را برای آن در نظر می گیریم. مثل: ر كه به سمت حرف « پ» میرود. و اگر از دو به سمت «الف» برویم، آنگاه از دو تا « الف» با علامت سری شناخته می شود. حال به مثالی برای درك فواصل می پردازیم. دستگاه شور از این فواصل تشكیل شده: سل، لا كرن، سی بمل، دو، ر كرن، می بمل، فا، سل. البته در نوشتن صحیح توالی نتهای شور بایستی نوشت: فا، سل، لا كرن، سی بمل، دو، ر، می بمل، فا. از نت فا تا سل فاصله ای وجود دارد به نام پرده طنینی كه در آینده در مورد آن صحبت خواهیم كرد. با توضیحات و مثالهایی كه آورده شد، به تشریح اصطلاحات موسیقی ایرانی می پردازیم. آنچه از موسیقی ایران در دست است، مجموعه ای از نواها یا آهنگهای گذشتگان است كه به هر یك از آنها گوشه گفته می شود، كه سابقه ای در حدود دویست سال دارد (با توجه به روایات مختلفی كه وجود دارد)، این گوشه ها با توجه به فواصلی كه دارند مرتب شده اند كه از مجموعه این گوشه های مرتب شده، دستگاه تشكیل می شود و از مجموع دستگاه ها ردیف بوجود می آید. در هر دستگاه، گوشه ها طوری مرتب شده اند كه فراز و فرودی را می توان در آنها مشاهده كرد. این فراز و فرود را با نام هایی می شناسیم، مثل آغاز هر دستگاه كه با گوشه ای به نام درآمد شروع می شود. در ادامه به گوشه هایی بر می خوریم كه در قسمتهای میانی دستگاه قرار دارند و هر كدام را با نامی مشخص می شناسیم. مثل موالیان، دلكش، سپهر، ماوراالنهر و... . در هر دستگاه گوشه هایی وجود دارد كه همنام با گوشه هایی در دستگاه های دیگرند، مثل: خسروانی، نغمه، زنگوله. با این توضیحاتی كه داده شد، از مرتب شدن و در كنار هم قرار دادن گوشه های مختلف، تعداد هفت دستگاه تشكیل شده كه البته در بعضی از آنها و با توجه به قدمت، نوع فواصل، شخصیت و حالت ها، چند زیر مجموعه را می بینیم كه به آنها آواز می گویند. آواز ها در همه دستگاه ها نیامده اند، و فقط در دو دستگاه وجود دارند. در دستگاه های شور و همایون. آوازهای دستگاه شور عبارتند از: بیات ترك یا بیات زند، ابوعطا، دشتی، افشاری و بیات كرد. و آوازهای دستگاه همایون تشكیل شده اند از: بیات اصفهان و شوشتری. در توضیح باید گفت كه بعضی ها شوشتری و بیات كرد را از آوازها نمیدانند و البته ما در اینجا فقط به روایتهای مختلف اشاره می كنیم. در توضیح این آوازها باید گفت كه آوازهای بیات ترك یا بیات زند، ابوعطا، دشتی، افشاری و بیات كرد كه از مشتقات شور بودند از فواصل یكسانی همانند شور تشكیل شده اند كه تفاوت آنها در مواردی است كه خواهیم گفت. در اجرای یك گوشه گاهی یك صدا یا یك نت بیشتر از همه به گوش میرسد یا تاكید بیشتری بر روی آن است كه به این نت، نت شاهد می گوییم. در پایان هر گوشه نوعی خاتمه یا پایان دادن وجود دارد كه از یك سری جملات تشكیل می شوند، و در آخر روی یك صدا یا نت می ایستد، نتی كه گوشه بر روی آن می ایستد و به پایان می رسد را نت ایست می نامند. متوجه این نكته می شویم كه غیر از حالت ها و فضای ایجاد شده توسط دستگاه ها، نت های شاهد و ایست نقش بسیار تعیین كننده ای در تمیز دادن دستگاهی از دستگاه دیگر دارند. مثلا شاهد دشتی نت « ر» است ولی شاهد بیات ترك نت« سی بمل». تئوری موسیقی (فواصل) بخش دوم آموزش تئوری موسیقی ایرانی را به آموزش فاصله ها در موسیقی اختصاص می دهیم. البته این نكته را باید متذكر شویم كه این قسمت فقط مربوط به موسیقی ایرانی نمی شود و در حالت كلی در همه نوع موسیقی یكسان است. همانطوریكه قبلا گفته شده بود، حروفی كه در زبان موسیقی كاربرد دارند، هفت نت هستند. این هفت نت، تفاوتشان در فركانسی است كه تولید می كنند و از لحاظ زیر یا بم بودن طبقه بندی و مرتب می شوند. پس میان این نت ها فواصلی وجود دارد كه باعث تمایز آن ها می شود. این فواصل از واحدهایی به نام نیم پرده تشكیل می شوند. یعنی كوچكترین فاصله ای كه میان دو نت وجود دارد، نیم پرده است. البته این فاصله در موسیقی بین المللی به این شكل است و در موسیقی مناطق مختلف دنیا، و در كشورهای مختلف، كوچكتر از آن هم وجود دارد كه فعلا به آن نمی پردازیم. پس میان نت ها نیم پرده و یا دو نیم پرده یا یك پرده وجود دارد. حال به تعریف و همینطور چگونگی وجود فواصل می پردازیم. با توجه به اسامی نت ها، این شكل را ترسیم می كنیم دو- - ر - - می - فا - - سل - - لا - - سی - دو به فاصله میان دو نت دو تا ر نگاه كنید، دو خط دیده می شود، هر خط نشان دهنده یك نیم پرده است، پس از دو تا ر یك پرده است. بین ر تا می هم یك پرده وجود دارد. از می تا فا یك خط، پس از می تا فا نیم پرده است. همینطور تا نت دو. از دو تا ر، یك پرده و از دو تا می دو پرده و... هر كدام از این فواصل برای خود اسمی دارند.برای نامگذاری آن ها لازم است به این نكات توجه داشته باشیم. فاصله مورد نظر از چند نت تشكیل شده، و دیگر اینكه این فاصله چند پرده است. مثلا، از دو تا ر، فاصله، بین دو نت و یك فاصله یك پرده ای است. به فاصله یك پرده ای كه بین دو نت پشت سر هم وجود دارد، فاصله دوم بزرگ می گویند. پس ر تا می هم می شود، دوم بزرگ، سل تا لا، لا تا سی و فا تا سل. حال اگر فاصله بین دو نت پشت سر هم نیم پرده باشد، به آن فاصله دوم كوچك می گویند. پس می تا فا و سی تا دو می شود دوم كوچك. ممكن است این فاصله از وجود یك علامت تغییر دهنده پدید آید، مثلا، دو تا ر بمل، كه باز هم می شود دوم كوچك. در نتیجه در می یابیم آنچه اهمیت دارد محاسبه عددی نت ها نسبت به هم و همینطور محاسبه مجموع پرده ها و نیم پرده های میان آن هاست. اگر فاصله دو تا ر بیشتر از یك پرده شود و یك و نیم پرده گردد، یعنی از دو تا ر دیز، به آن فاصله دوم افزوده می گوییم. از سل تا لا دیز هم به همین شكل است. ابتدا می گوییم، از سل تا لا می شود دو نت، و سپس حساب می كنیم كه بین این دو نت چند نیم پرده وجود دارد، دو نیم پرده. و اینكه با اضافه شدن علامت دیز، به چه فاصله ای تبدیل می شود. سه نیم پرده، پس از سل تا لا دیز می شود، دوم افزوده. از سل بمل تا لا، از سل تا لا می شود دو نت و فاصله یك پرده، ولی با قرار گرفتن علامت بمل جلوی سل، نیم پرده به فاصله اضافه می شود و در نهایت می شود، دوم افزوده. از سل تا سی، می شود سه نت یعنی، سل، لا و سی. فاصله میان آن ها دو پرده است، پس از سل تا سی می شود سوم بزرگ. از دو تا می هم مانند مثال قبلی است. سه نت و دو پرده كه می شود، سوم بزرگ. از دو تا فا، چهار نت و دو و نیم پرده. برای این فاصله می گوییم، چهارم درست پس چهارم درست، فاصله چهار نتی است كه دو و نیم پرده میان آن ها وجود دارد. از دو تا سل هم مانند مورد قبلی است. پنج نت و سه و نیم پرده كه می شود، پنجم درست. از دو تا لا، می شود شش نت و چهار و نیم پرده كه می شود، ششم بزرگ. از دو تا سی، هفت نت و پنج و نیم پرده كه می شود هفتم بزرگ و از دو تا دو، هشت نت و شش كه می شود، هشتم درست. این فواصل ممكن است از هر نتی شروع شوند، مهم آنست كه بین آن دو چند نت فاصله است و همچنین چند پرده یا نیم پرده میان آن ها وجود دارد. در نهایت، حالت های زیر بدست می آید. نتیجه فاصله پرده فاصله نت ها از هم یكم درست یا همصدا صفر یا شش یك دوم بزرگ یك دو سوم بزرگ دو سه چهارم درست دو و نیم چهار پنجم درست سه و نیم پنج ششم بزرگ چهار و نیم شش هفتم بزرگ پنج و نیم هفت هشتم درست یا یكم یا هنگام یا اكتاو شش هشت و همچنین: هرگاه به یك فاصله بزرگ نیم پرده اضافه شود، به یك فاصله افزوده تبدیل می شود. دو تا می دیز، می شود سوم افزوده. هرگاه به یك فاصله درست نیم پرده اضافه شود، به یك فاصله افزوده تبدیل می شود. دو تا سل دیز، می شود پنجم افزوده. هرگاه به یك فاصله افزوده نیم پرده اضافه شود، به یك فاصله افزوده تر تبدیل می شود. دو تا سل دیز دیز، می شود پنجم افزوده تر. در این حالت می گوییم، سل دابل دیز ## Sol هرگاه از یك فاصله بزرگ نیم پرده كم شود، به یك فاصله كوچك تبدیل می شود. دو تا می بمل، می شود سوم كوچك. هرگاه از یك فاصله درست نیم پرده كم شود، به یك فاصله كاسته تبدیل می شود. دو تا سل بمل، می شود پنجم كاسته. هرگاه از یك فاصله كوچك نیم پرده كم شود، به یك فاصله كاسته تبدیل می شود. دو تا می بمل بمل می شود سوم كاسته. در حالت بالا، اصطلاحا می گوییم، می دابل بمل Mi bb بخش فواصل، بخش مفصلی در موسیقی است كه ادامه آن را در شماره آینده پی خواهیم گرفت.